داریم دنبال خونه میگردیم ، با پولی که داریم بزور خونه 50 متری میتونیم رهن کنیم و بنگاهی ها بدجنس ترین ادمهایی هستن که میتونین تصورشو بکنین . ماه عسل یه جورایی مالیده شد و واقعت بخوام بگم یه تصوری ازش داشتم این بود که فکر میکردم یه پس اندازی داره که قابل اتکاست و میشه علاوه برخونه گرفتن روی یه سرمایه گذاری فکر کردو برنامه ماه عسل  ، یعنی چیزی بود که تو مراسمهای رسمی ازش سوال پرسیده میشد گفت ، ولی نداشت ! یعنی حتی برای سرمایه گذاری هم نداشت و برای خونه هم باید روی رهن خونه خودش فکر میکردیم که اونم چون قبل از گرونیا رهن داده بود خیلی مبلغ کمیه و باید روش بگذاریم که بتونیم خونه بگیریم . 

حس خیلی بدی داشتم تا زمانیکه بتونم این قضیه رو هضم کنم و درک کنم که زندگی فقط پول نیست ولی تو دلم فقط با پول میتونم به ارزوهام برسم ! 

ولی کنار اومدم و هر روز دیوارو چک میکنم تا بتونم یه خونه نقلی پیدا کنم و بریم وسیله ها رو بچینیم و شروع کنیم اصل زندگیرو . با کسی در مورد زندگیم حرف نمیزنم و نمیدونم تا کجا میتونم حرف نزنم و ریلکس زندگی کنم. البته که سعیم بر اینه که رویه عوض کنم ، دوستا دودسته ان، اونایی که در حال رفتنن ، اونایی که اینجا سرشونو به کار مشغول کردن اونایی که دارن میرن منو احمق میدونن و میگن یکم سختی بکش و جمع کن ازینجا و اوناییم که موندنی شدن در حال عوض کردن دوست پسر و اوردن سگ برای تغییر زندگین ! نمیدونم من بعد از رفتن سر خونه زندگی خودم چیکار قراره بکنم ، اما واقعا دوست دارم در جریان باشه زندگیم. 

دنبال یه دوره خوب و جامع میگردم که برم لایت روم رو از صفر تا صد یاد بگیرم ، میخوام حتما ادیتم رو قوی کنم ولی ازونجایی که همه این سوالارو از خودم میپرسن که کجا بریم کلاس و من از کسی نمیپرسم فعلا موندم که چه کنم .

عوض کردن شغل چیزیه که واقعا بعد از خونه باید برم دنبالش و یه کاری پیدا کنم که خوشحالم کنه و پیشرفت داشته باشه .

الان که دارم فکر میکنم داریم با کلی قرض و قوله زندگیو شروع میکنیم و باید یه کاری کنم که از اولش پول در بیارم و این کارو سخت میکنه و این کارای تخمی پروژه ای با نور واقعا اذیتم میکنه ، خیلی بازاری و لوس میشه .

زندگی داره کم کم واقعا میشه ، قرض ، کم اوردن ، عقب کشیدن ، بیخیال ارزوها شدن ....


منبع این نوشته : منبع
خونه ,واقعا ,اونایی ,زندگی ,خیلی ,میشه ,سرمایه گذاری